محمد تقی پیربابایی؛ فاطمه جبارپور مهرآباد؛ مریم محفوظیان
چکیده
بیان مساله: نظریه شهر خلاق یکی از به روزترین و تازهترین نظریهها در شهرسازی است که به دنبال موج سوم شهرنشینی در دنیا نمود یافته و به یکی از کاربردیترین نظریههای حوزه مطالعات شهری بدل شده است. در زمینه ...
بیشتر
بیان مساله: نظریه شهر خلاق یکی از به روزترین و تازهترین نظریهها در شهرسازی است که به دنبال موج سوم شهرنشینی در دنیا نمود یافته و به یکی از کاربردیترین نظریههای حوزه مطالعات شهری بدل شده است. در زمینه ایجاد شهرهای خلاق تنها توجه به نظریههای جهان مدرن و پس از آن کافی نیست. چراکه زندگی در کشوری با فرهنگ ایرانی-اسلامی نیاز به بومی کردن رویکردهای فوق دارد.هدف تحقیق: هدف این مطالعه تبیین جایگاه اعتباریات در خلق شهر خلاق است؛ در نتیجه بازاندیشی شهر خلاق با توجه به رویکردهای علامه طباطبایی، مؤلفههای مشترک بین مفاهیم استنتاج شده تا از این طریق ابعاد تاثیرگذار در شهر خلاق با توجه به اعتباریات علامه، در شهر ایرانی- اسلامی بازشناسی گردد.روش تحقیق: بنابراین در این پژوهش سعی بر آن است که اندیشههای شهرسازی شهر خلاق با توجه به رویکردهای رایج در دنیای امروزی نظیر پراگماتیسم و نئوپراگماتیسم بررسی گردد. سپس دیدگاه و اندیشههای علامه طباطبایی، از فیلسوفان جهان اسلام، در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته و هستیشناسی، انسانشناسی و معرفت شناسی این مفاهیم مورد مداقه بوده و در نهایت این رویکردها به صورت تطبیقی مورد مطالعه قرار گرفتهاند.یافتهها و نتایج: یافتههای پژوهش گویای این است که مؤلفههای اصلی تشکیل دهنده نظریه شهر خلاق فلوریدا، دارای مغایرت نسبی با اندیشههای اسلامی است و در صورت بازاندیشی مؤلفههای این نظریه مطابق اندیشه اسلامی و فرهنگ ایرانی، نظریه شهر خلاق دستخوش تغییراتی مثبت خواهد شد و کارایی آن دو چندان میگردد.