<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم اسلامی رضوی</PublisherName>
				<JournalTitle>آموزه‌های فلسفۀ اسلامی</JournalTitle>
				<Issn>2251-9386</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>23</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی معرفت‌شناسی اخلاق در دیدگاه فارابی</VernacularTitle>
			<FirstPage>3</FirstPage>
			<LastPage>24</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">141</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حسین</FirstName>
					<LastName>احمدی</LastName>
<Affiliation>استادیار موسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسن</FirstName>
					<LastName>محیطی</LastName>
<Affiliation>دکتری فلسفۀ اخلاق و محقق مٶسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;معرفت‌شناسی اخلاق از مبادی اخلاق، و شناخت‌گرایی و ناشناخت‌گرایی اخلاقی از دیدگاه‌های مهم معرفت‌شناسی اخلاقی است. شناخت‌گرایی اخلاقی به نظریه‌ای اطلاق می‌شود که امکان شناخت برخی احکام اخلاقی ثابت و مبتنی بر خارج را معتقد باشد. احکام اخلاقی، زمانی ثابت هستند که یا واقعیت عینی داشته و یا بر واقعیت عینی مبتنی باشند؛ به طوری که مفاهیم و گزاره‌های اخلاقی تنها بر نظر و عقیدۀ نفسانی شخص یا گروهی مبتنی نباشند. فارابی با تعیین راه‌های شناخت در زمرۀ شناخت‌گرایان اخلاقی قرار گرفته و راه‌های متعددی را برای شناخت احکام اخلاقی معرفی نموده است. فارابی به برهان‌پذیری جمله‌های اخلاقی و وجود بدیهیات اخلاقی معتقد است و نسبیت‌گرایی اخلاقی را برنمی‌تابد. به نظر می‌رسد دیدگاه فارابی در مباحث معرفت‌شناسی اخلاق به تکمله‌هایی نیاز دارد؛ مانند تبیین عقلانی برای مستقل بودن تقوا از وحی و الهام و برای بدیهی بودن گزاره‌های اخلاقی.&lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معرفت‌شناسی اخلاق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شناخت‌گرایی اخلاقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مطلق‌گرایی اخلاقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جملۀ اخلاقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">راه شناخت اخلاقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فارابی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ipd.razavi.ac.ir/article_141_1167696b06b204df2b59755819eb70eb.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم اسلامی رضوی</PublisherName>
				<JournalTitle>آموزه‌های فلسفۀ اسلامی</JournalTitle>
				<Issn>2251-9386</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>23</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>تمایز وجود و ماهیت نزد فارابی و مقایسۀ آن با نظر بوئتیوس در باب تمایز وجود و موجود</VernacularTitle>
			<FirstPage>25</FirstPage>
			<LastPage>48</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">144</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>اسعدی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسن</FirstName>
					<LastName>فتحی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تبریز</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;نظر ارسطو در باب وجود و موجود در طول تاریخ فلسفه، از جانب شارحان و دیگر فلاسفۀ مشاء بارها مورد بررسی قرار گرفته است. از جملۀ شارحان مهم و تأثیرگذار ارسطو در این مورد (در دو جهان مسیحیت و اسلام) بوئتیوس و فارابی هستند. فارابی در سنت فلسفۀ اسلامی به عنوان نخستین متفکر، پرسش از معنای وجود را به طور جدی مطرح نموده و با گذار از تمایز منطقیِ میان وجود و ماهیت به تمایزی متافیزیکی، امکان تمایز میان واجب و ممکن را طرح و سپس با رویکردی نوافلاطونی به توجیه آفرینش بر اساس نظریۀ فیض پرداخته است. بوئتیوس نیز به عنوان نخستین متفکر مشایی سنت فلسفۀ مسیحی است که بحث تمایز وجود و موجود را شالودۀ فلسفۀ خود (مخصوصاً در باب مسئلۀ شر) نموده است. او با استفاده از نظریۀ صورت و ماده، این تمایز را توجیه نموده که شرحی است بر نظر ارسطو در این باب، لیکن با رویکردی الهیاتی. چنین توجیهی وی را بر آن داشته که جهت تبیین مسئلۀ آفرینش و رابطۀ خالق و مخلوق از نگاه افلاطونی و مسئلۀ بهره‌مندی او نیز کمک بگیرد.&lt;/em&gt;
&lt;em&gt;در این نوشتار بعد از تبیین مسئلۀ تمایز، به تحلیل دیدگاه هر دو متفکر در مورد ماهیت این تمایز، انگیزه‌های نیل به آن و نتایج و پیامدهای آن در فلسفۀ این دو فیلسوف پرداخته شده است.&lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بوئتیوس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فارابی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وجود</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">موجود</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ماهیت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ipd.razavi.ac.ir/article_144_eab2a39ad69476ac011a2f9d2e1a99ee.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم اسلامی رضوی</PublisherName>
				<JournalTitle>آموزه‌های فلسفۀ اسلامی</JournalTitle>
				<Issn>2251-9386</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>23</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>اصالت وجود؛ مسئله‌ای بدیهی یا نظری؟</VernacularTitle>
			<FirstPage>49</FirstPage>
			<LastPage>70</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">147</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سردار</FirstName>
					<LastName>دکامی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>سعیدی مهر</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>اکبریان</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;مسئلۀ اصالت وجود به گونه‌ای که چند قرن اخیر مطرح است، از زمان ملاصدرا آغاز شده است و از همان زمان نیز بداهت این مسئله مطرح بوده است. ما در این نوشتار به روشی تحلیلی ـ تاریخی به بررسی این مسئله پرداخته و نشان داده‌ایم که چون اصالت وجودی‌ها ویژگی‌هایی چون بساطت برای وجود برمی‌شمرند، بدیهی دانستن این مسئله، طفرۀ ناموجهی از اشیاء پیرامونی به وجودی با آن ویژگی‌هاست. پذیرفتن دیدگاهی نیز که قائل به اصالت وجود و عینیت ماهیت است، در اشیاء پیرامونی ما، امری خلاف مشهود ماست. همچنین از مواردی نام برده‌ایم که می‌توانسته است دستاویز فیلسوفان اصالت وجودی برای روی‌آوری به نظریۀ بداهت اصالت وجود باشد.&lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اصالت وجود</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بدیهی بودن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ماهیت مفهومی یا تبعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نظری بودن</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ipd.razavi.ac.ir/article_147_772e63d3721648a69e5562604759d21f.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم اسلامی رضوی</PublisherName>
				<JournalTitle>آموزه‌های فلسفۀ اسلامی</JournalTitle>
				<Issn>2251-9386</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>23</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی مفهوم «من» و آگاهی از دیدگاه حکمت متعالیه و عصب‌شناسی</VernacularTitle>
			<FirstPage>71</FirstPage>
			<LastPage>92</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">148</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>زهره</FirstName>
					<LastName>سلحشور سفیدسنگی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه فردوسی مشهد</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدکاظم</FirstName>
					<LastName>علمی سولا</LastName>
<Affiliation>دانشگاه فردوسی مشهد</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>کهنسال</LastName>
<Affiliation>دانشگاه فردوسی مشهد</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>مقیمی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه فردوسی مشهد</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">بحث آگاهی و «من» از مهم‌ترین مباحث تاریخ فلسفه است. ملاصدرا مانند سایر فلاسفۀ اسلامی، مفهوم «من» و آگاهی را به نفس نسبت می‌دهد. لکن وی بر خلاف فلاسفۀ پیشین سعی کرد تبیینی یگانه‌انگارانه از رابطۀ نفس و بدن ارائه دهد تا مشکلی را که پیشینیان بر اساس تبیین دوگانه‌انگار از نفس و بدن داشتند، حل کند. از نظر وی، انسان را جوهری در حال حرکت است که از نحوۀ وجود ضعیف‌تری به نام بدن به نحوۀ قوی‌تری از وجود به نام نفس مجرد تبدیل می‌شود. این در حالی است که در علوم اعصاب، آگاهی را به مغز نسبت می‌دهند و معتقدند که «من» نیز از آگاهی به دست می‌آید. اما عصب‌شناسان هنوز توضیح کاملی دربارۀ چگونگی آگاهی ارائه نکرده‌اند. از این رو با استفاده از آسیب‌های مغزی که باعث تغییر و از دست دادن آگاهی می‌شود، نظریۀ خود را توجیه می‌کنند. لکن از آنجا که در حکمت متعالیه، نقش مغز در فرایند آگاهی انکار نشده است، این دلیل برای توجیه مادیت آگاهی کفایت نمی‌کند. طبق دیدگاه حکمت متعالیه، آگاهی را نمی‌توان صرفاً به ماده (مغز) نسبت داد، هرچند که فعل و انفعالات مغز، زمینه‌ساز آگاهی هستند. اما طبق این دیدگاه، آگاهی و «من» امر مجردی است که عامل وحدت‌دهندۀ ادراکات مختلف است و توانایی تجزیه و تحلیل و مقایسۀ این ادراکات را دارد، در حالی که در علوم اعصاب، در مورد چنین عاملی، تبیینی ارائه نشده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آگاهی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">من</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نفس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مغز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ملاصدرا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عصب‌شناسی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ipd.razavi.ac.ir/article_148_93364ed5db9723ed60f7acc843a81a85.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم اسلامی رضوی</PublisherName>
				<JournalTitle>آموزه‌های فلسفۀ اسلامی</JournalTitle>
				<Issn>2251-9386</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>23</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>نقادی نظریۀ فخر رازی در مورد جوهر فرد</VernacularTitle>
			<FirstPage>93</FirstPage>
			<LastPage>112</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">149</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمود</FirstName>
					<LastName>صیدی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه شاهد</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مجید</FirstName>
					<LastName>ضیائی قهنویه</LastName>
<Affiliation>دانشگاه ایلام</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;تحلیل حقیقت جسم از قدیمی‌ترین مباحث فلسفی است. دموکریتوس یا ذیمقراطیس ابداع‌کنندۀ نظریۀ جوهر فرد یا اجزاء لایتجزی می‌باشد که یکی از نظریات مهم در زمینۀ تبیین حقیقت جسم است. طبق این نظریه، اجسام مرکب از اجزاء ریز، نامتناهی و بالفعل هستند که تقسیم‌پذیر نیز نیستند. در مقابل، ارسطو جسم را متصل دانسته و به نقادی نظریۀ ذیمقراطیس می‌پردازد. مشاییان مسلمان به خصوص ابن سینا تفسیر ارسطو در مورد جسم را پذیرفته‌اند. در میان متفکران اسلامی، فخر رازی دلایل چندی در اثبات نظریۀ جوهر فرد اقامه می‌نماید. استدلال‌های او از جهت مرکب بودن حرکت از اجزاء نامتناهی و مرکب بودن زمان از آنات متوالی از یک‌سو و دلایل هندسی از سوی دیگر می‌باشد. در پژوهش حاضر اثبات گردید که استدلال‌های رازی ناشی از مغالطه میان تقسیم بالفعل با بالقوه و چگونگی مماس قرار گرفتن اشکال هندسی با یکدیگر می‌باشد.&lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جوهر فرد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فخر رازی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جسم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حرکت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زمان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نقطه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ipd.razavi.ac.ir/article_149_124936285720fc44f8f1c2a61fae466d.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم اسلامی رضوی</PublisherName>
				<JournalTitle>آموزه‌های فلسفۀ اسلامی</JournalTitle>
				<Issn>2251-9386</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>23</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>نظریۀ «روح معنا»؛تقریرها و نقدها</VernacularTitle>
			<FirstPage>113</FirstPage>
			<LastPage>138</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">150</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حسین</FirstName>
					<LastName>فرزانه</LastName>
<Affiliation>دانشگاه علوم اسلامی رضوی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>داود</FirstName>
					<LastName>حیدری</LastName>
<Affiliation>دانشگاه علوم اسلامی رضوی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;نظریۀ «روح معنا» که گاه از آن به «وضع الفاظ برای معانی عامه» نیز تعبیر شده، خاستگاهی عرفانی ـ فلسفی داشته و به عنوان راهکاری در حل متشابهات قرآنی و روایی مورد توجه اندیشمندان بوده است. جستجو در آثار عرفا، فلاسفه و مفسران، نشان از استنادات فراوان یکه‌تازان ساحت علم به این نظریه دارد تا آنجا که آن را «شاه‌کلید معرفت و اصلِ اصولِ فهم اسرار قرآنی» نامیده‌اند. بر اساس این نظریۀ فاخر، الفاظ برای معنایی عام‌تر و گسترده‌تر از آنچه تصور می‌شود، وضع شده‌اند. نتیجۀ این تعمیم معنایی، دستیابی به لایه‌های عمیق‌تری از معانی در عین پایبندی به ظواهر الفاظ و رهایی از تأویلات و تفننات بیانی می‌باشد. نوشتار حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که تقریرهای مختلف نظریۀ معانی عامه کدام‌اند و آیا می‌توان به گونه‌ای روشمند، این نظریه را تحلیل و اثبات کرد؟ باید اذعان نمود که ارائۀ تحلیل علمی از موضوعی که ابعاد مختلف قرآنی، فلسفی، عرفانی و اصولی دارد، کاری است دشوار که این جستار، کوشیده تا آن را به انجام رساند.&lt;/em&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روح معنا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معانی عامه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وضع</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ipd.razavi.ac.ir/article_150_624c1b78c30b9125c8d4bc9da19346b9.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه علوم اسلامی رضوی</PublisherName>
				<JournalTitle>آموزه‌های فلسفۀ اسلامی</JournalTitle>
				<Issn>2251-9386</Issn>
				<Volume>13</Volume>
				<Issue>23</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>حکمت عملی؛ چیستی اجزاء و اقسام آن</VernacularTitle>
			<FirstPage>139</FirstPage>
			<LastPage>158</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">152</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمدعلی</FirstName>
					<LastName>نوری</LastName>
<Affiliation>حوزۀ علمیۀ قم</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">حکمت عملی، دانشی است که به بررسی رفتار ارادی انسان در مسیر سعادت می‌پردازد و هدفش به کارگیری حقایق ارادی پس از شناخت آن‌هاست. مسائل حکمت عملی، ویژگی‌های افعال ارادی و ملکات انسانی برای دستیابی به قوانین کلی در این باره و نیز تنظیم کنش‌های انسانی بر پایۀ این قوانین کلی است. مبادی حکمت عملی، قضایای یقینی است؛ به گواه اینکه حکمت عملی در شمار دانش‌های برهانی قرار دارد. ملاک تقسیم حکمت عملی به اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مدن، به گونه‌ای است که همۀ علوم انسانی برهانی را دربرمی‌گیرد و البته دانش نوامیس که مشتمل بر آموزه‌های وحیانی است، جزء اقسام حکمت عملی نیست، بلکه از مبادی آن می‌باشد. خواجۀ طوسی معتقد است که حکمت عملی چون از روش عقلی و تجربی بهره می‌گیرد و احکام آن ثبات دارد، متفاوت با دانش فقه و نیز آداب و رسوم میان مردم است و ارتباطی با آن‌ها ندارد. این سخن خواجه را نمی‌توان ناسازگار با برتر بودن اصل آموزه‌های دینی و تکیۀ حکمت عملی بر این آموزه‌ها دانست.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اجزای حکمت عملی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کنش ارادی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سعادت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اقسام حکمت عملی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نوامیس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علوم انسانی برهانی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://ipd.razavi.ac.ir/article_152_1689075d8ba280876b49092c847049d9.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
