Document Type : Research
Authors
-
Abstract
توحید در اندیشه دینی، اساس کمال وجودی انسان است که با هماهنگ ساختن عقل و نفس، مسیر شکوفایی استعدادهای انسانی را هموار میکند. در مقابل شرک، به عنوان «ظلم وجودی»، با تجزیه حقیقت هستی، انسان را دچار پراکندگی و غفلت از مبدأ مطلق میکند. در حالی که «شرک» غالباً گناهی اعتقادی تلقی میشود، توصیف قرآنی آن به مثابه «ظلم عظیم» به ساحتی عمیقتر و وجودی اشاره دارد. این پژوهش با هدف تبیین این بُعد هستیشناختی، استدلال میکند که شرک صرفاً یک خطای عبادی نیست، بلکه «ظلمی وجودی» به نفس است که با تجزیه حقیقت و انحراف از فطرت توحیدی، مسیر کمال انسان را مسدود میسازد. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی با اتکاء به مبانی حکمت متعالیه ملاصدرا، این مفهوم را از پنج منظر هستیشناختی، انسانشناختی، معرفتشناختی، کمالشناختی و اخلاقی-حقوقی واکاوی میکند. یافتهها نشان میدهد که شرک با نشاندنِ موجودِ محدود در جایگاهِ وجودِ مطلق، به یک خطای بنیادین در ساختار واقعیت منجر میشود که پیامدهای تکوینی آن، محرومیت از هدف آفرینش، زوال آرامش وجودی، سلب قابلیت دریافت آمرزش الهی و سقوط کرامت انسانی است. در نهایت، این بازخوانی فلسفی-وجودی، افقی تحلیلی برای مواجهه با چالشهای انسان معاصر، از جمله بحران هویت و ازخودبیگانگی، ارائه میدهد.
Keywords
Main Subjects