معناشناسی «ماهیت» در مابعدالطبیعۀ میرداماد

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دکتری فلسفۀ اسلامی

چکیده

شناخت دقیق و شفاف مقصود و معنای اصطلاح‌هایی که فیلسوفان به کار می‌برند، یکی از گام‌های اساسی در شناخت نظریه‌ها و فهم متون فلسفی است که راه غلتیدن در مغالطۀ اشتراک لفظ را سد می‌کند. میرداماد در شمار فلاسفه‌ای است که از یک‌سو، واژه‌های جدیدی را به مجموعۀ اصطلاحات فلسفۀ اسلامی افزوده و از دیگرسو، برخی واژه‌های قدیمی و پرکاربرد فلسفه را در معانی جدیدی به کار گرفته است. «ماهیت» یکی از واژه‌های مهم در اندیشۀ میرداماد است که بدون شناخت مقصود میرداماد از کاربردهای آن، نمی‌توان درک و توصیف درستی از نظام فلسفی میرداماد ارائه کرد. در نظر میرداماد، مقصود از «ماهیت»، «ما به الشیء هو هو» است. لذا ماهیت، ملاک این‌همانی شیء است و هر آنچه در حمل اوّلی بر یک شیء منطبق می‌شود، همان ماهیت آن را شکل می‌دهد. مقام ذات ماهیت، مرتبۀ تقدیر و فرض است و هنگامی که ماهیت فعلیت دارد، بدون هیچ تغییر و تبدلی، از مرتبۀ تقدیری خارج شده و حقیقی یا متقرر گردیده است. معنای مصدری وجود، تنها از مرتبۀ تقرر ماهیت انتزاع می‌شود.

کلیدواژه‌ها