افلاطون در سایۀ ارسطو؛ چرایی کم‌توجهی به آثار افلاطون در نهضت ترجمه

نوع مقاله : ترویجی

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ فلسفۀ غرب دانشگاه شهید بهشتی و فلسفۀ ‌اسلامی دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 استادیار، عضو هیئت علمی گروه فلسفه و منطق، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

چکیده

مطالعۀ حاضر به بررسی نابرابری در میزان ترجمۀ آثار افلاطون و ارسطو در خلال نهضت ترجمه می‌پردازد. علی‌رغم این تصور اولیه که فلسفۀ افلاطون قرابت بیشتری با آموزه‌های دینی دارد، میزان اقبال به آثار ارسطو به‌مراتب فزون‌تر بوده است، به‌نحوی که تقریباً تمامی تألیفات ارسطو به عربی ترجمه شد، حال آن‌که تنها بخش محدودی از آثار افلاطون، آن‌هم عمدتاً در قالب گزارش‌ها و گزیده‌هایی که توسط امثال جالینوس گردآوری شده بود به این زبان منتقل گردید. این مقاله با مطمح نظر قرار دادن عوامل تاریخی و محتوایی، علل عمدۀ این تمایز را در چند محور تبیین می‌نماید. نگرش ایدئولوژیک و پیامبرگونه به ارسطو، توأم با حمایت ویژۀ مأمون از وی، به ترجمۀ جامع آثارش انجامید. این رویکرد تا بدان‌جا پیش رفت که برای افزایش مقبولیتِ آثار ترجمه‌شده، برخی آثار فلاسفۀ دیگر نیز به ارسطو منسوب گردید. فصاحت و بلاغت چشمگیر زبان یونانی آثار افلاطون و ضرورت آشنایی عمیق با فرهنگ یونانی جهت درک دقیق آثار وی فرایند ترجمۀ آثار او را به‌مراتب پیچیده‌تر می‌ساخت. فلسفۀ افلاطون علاوه بر وفور عناصر فرهنگی و غیرفلسفی، دارای پیوندی درهم‌تنیده میان حوزه‌های فکری مختلف است، به‌گونه‌ای که فهم و بهره‌برداری از یک اثر او اغلب مستلزم احاطه بر کلیت دستگاه فکری وی است. این در حالی است که در فلسفۀ ارسطو امکان جداسازی و کاربرد اجزای مختلف بدون نیاز به اخذ سایر بخش‌ها فراهم بود. همچنین علاوه بر فلسفۀ سیاسی افلاطون که می‌توانست برای خلافت عباسی چالش‌آفرین باشد، مفاهیم اخلاقیِ خاصِ موجود در فلسفۀ وی، و برخی آموزه‌های او مانند اعتقاد به خدایان متعدد، تناسخ و... می‌توانست اقبال به فلسفه در آن برهۀ خاص در جامعۀ اسلامی را با مشکل جدی مواجه سازد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Plato in the Shadow of Aristotle: Why Plato’s Works Received Less Attention in the Translation Movement

نویسندگان [English]

  • Reza Mokhtari khoyi 1
  • Rahmatolla Mahmoodi 2
1 Graduate in Western Philosophy from Shahid Beheshti University and in Islamic Philosophy from the University of Tehran, Tehran, Iran.
2 Assistant Professor, Faculty Member, Department of Logic and Philosophy Education, Farhangian University, Tehran, Iran.
چکیده [English]

The present study examines the disparity in the extent of translation of the works of Plato and Aristotle during the Translation Movement. Contrary to the initial assumption that Plato’s philosophy has greater affinity with religious teachings, the reception of Aristotle’s works was significantly greater, to the extent that nearly all of Aristotle’s writings were translated into Arabic, whereas only a limited portion of Plato’s works—and those primarily in the form of reports and selections compiled by figures like Galen—were transmitted into this language. This article, considering historical and content-related factors, explains the main reasons for this distinction along several axes. The ideological and prophetic-like view of Aristotle, coupled with Caliph al-Maʾmun’s special support for him, led to the comprehensive translation of his works. This approach progressed to the point that, to increase the acceptance of translated works, some writings by other philosophers were also attributed to Aristotle. The remarkable eloquence and rhetorical sophistication of the Greek language in Plato’s works, and the necessity of a deep familiarity with Greek culture for their accurate understanding, made the translation process for his works considerably more complex. Plato’s philosophy, in addition to an abundance of cultural and non-philosophical elements, features an interwoven connection between different intellectual domains, such that understanding and utilizing one of his works often requires mastery over the entirety of his intellectual system. This stands in contrast to Aristotle’s philosophy, where it was possible to separate and apply different components without needing to adopt other parts. Furthermore, besides Plato’s political philosophy, which could have been challenging for the Abbasid Caliphate, the specific ethical concepts present in his philosophy, and some of his doctrines such as belief in multiple gods, reincarnation, etc., could have posed a serious problem for the acceptance of philosophy in that particular period within Islamic society.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Translation Movement
  • Translation of Plato’s Works
  • Platonic Philosophy
  • Greek Culture and Language
  1. ابراهیمی دینانی، غلامحسین. (۱۳۹۲). ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام. تهران: طرح نو.
  2. ابن أبی أصیبعة. (بی‌تا). عیون الأنباء فی طبقات الأطباء. بیروت: دار مکتبة الحیاة.
  3. ابن عبدالبر قرطبی. (۱۴۱۲ق). الإستیعاب فی معرفة الأصحاب. بیروت: دار الجیل.
  4. ابن‌نباته. (۱۹۶۴). سر العیون فی شرح رسالة ابن زیدون. قاهره: دارالفکر العربی.
  5. اشکوری، محمد بن علی دیلمی لاهیجی. (۱۳۷۸). محبوب القلوب. تهران: مرکز پژوهشی میراث مکتوب.
  6. افلاطون. (۱۴۰۱). مجموعه آثار. (محمدحسن لطفی و رضا کاویانی، مترجمان). تهران: انتشارات خوارزمی.
  7. بدوی، عبدالرحمن. (۱۳۵۳). افلاطون فی الاسلام. بی‌جا: مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل.
  8. بدوی، عبدالرحمن. (۱۹۵۵). الأفلاطونیة المحدثة عند العرب. قاهره: مکتبه النهضه المصریه.
  9. پروکلوس. (۱۴۰۱). اصول الهیات (امیرحسین ساکت، مترجم). تهران: انجمن فلسفه و حکمت.
  10. پروکلوس. (۱۴۰۳). رساله حجج (امیرحسین ساکت، مترجم). تهران: انتشارات حکمت.
  11. تاریخ فلسفه راتلج. (۱۳۹۰). ج. ۲ (علی معظمی، مترجم). تهران: نشر چشمه.
  12. تبریزی، مقصودعلی. (۱۳۶۵). ترجمۀ نزهة الارواح شهرزوری (محمدتقی دانش‌پژوه و محمد سرور مولائی، به کوشش). تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
  13. جمیلی، رشید. (۱۳۹۸). نهضت ترجمه در شرق جهان اسلام (صادق آئینه‌وند، مترجم). تهران: انتشارات سمت.
  14. حسن‏زاده آملی، حسن. (۱۳۷۰). قرآن و عرفان و برهان از هم جدایی ندارند. تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
  15. حسن‏زاده آملی، حسن. (۱۳۷۹). هزار و یک کلمه. قم: بوستان کتاب.
  16. خامنه‌ای، سید محمد. (۱۳۸۰). سیر حکمت در ایران و جهان. تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا.
  17. خامنه‌ای، سید محمد. (۱۳۸۵). مسار الفلسفة فی ایران والعالم خلال عشرین قرناً. تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا.
  18. داوری اردکانی، رضا. (۱۳۵۸). مقام فلسفه در تاریخ دوره اسلامی ایران. تهران: نهضت زنان مسلمان.
  19. ساکت، امیرحسین. (در دست انتشار). درسگفتار نهضت ترجمه (رضا مختاری خویی، به کوشش). بی‌جا: بی‌نا.
  20. سیوطی، عبدالرحمن. (۱۴۰۰ق). صون المنطق و الکلام. قاهره.
  21. شهرزوری. (۲۰۰۷). تاریخ الحکماء قبل ظهور الإسلام و بعده «نزهة الأرواح و روضة الأفراح». بی‌جا: دار بیبلیون.
  22. صفدی. (۲۰۰۰). الوافی بالوفیات. بیروت: دار إحیاء التراث.
  23. طباطبایی، محمدحسین. (۱۳۸۳). اسلام و انسان معاصر. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
  24. طرابیشی، جورج. (۱۳۹۸). فرجام فلسفه در مسیحیت و اسلام (محمد باهر، مترجم). تهران: نشر شایا.
  25. طوسی، محمد بن حسن. (۱۳۹۵). الفهرست. نجف: الشریف الرضی.
  26. فاخوری، حنا. (۱۳۶۹). تاریخ فلسفه در جهان اسلامی. تهران: انتشارات علمی فرهنگی.
  27. فخری، ماجد. (۱۳۹۸). ابن‌رشد (محمد بخشی فعله، مترجم). قم: بوستان کتاب.
  28. فیض کاشانی. (۱۳۷۱). ده رساله (رسول جعفریان، به کوشش). اصفهان: مرکز تحقیقات علمى و دینى امام امیر المومنین علی(ع).
  29. فیض کاشانی. (۱۳۸۷). مجموعه رسائل فیض (امامی کاشانی، به اشراف). تهران: مدرسه عالی شهید مطهری.
  30. گوتاس، دیمیتری. (۱۳۸۱). اندیشۀ یونانی، فرهنگ عربی (حنایی کاشانی، مترجم). تهران: مرکز دانشگاهی.
  31. گوتاس، دیمیتری. (۱۳۹۴). اندیشۀ یونانی، فرهنگ اسلامی (عبدالرضابهزادی سالاری، مترجم). تهران: انتشارات فروزان‌روز.
  32. مجلسی، محمدباقر. (۱۴۰۳ق). بحار الانوار. بیروت: مؤسسة الوفاء.
  33. مختاری خویی، رضا و محمدرضایی، محمد. (۱۴۰۴). «چرایی تألیف رساله «الجمع» توسط فارابی؛ یک اشتباه تاریخی یا ایده‌ای بزرگتر؟». فصلنامه تاریخ فلسفه اسلامی، ۱۶. https://doi.org/10.22034/hpi.2025.517371.1144
  34. مصباح یزدی، محمد تقی. (۱۳۹۱). آموزش فلسفه. قم: مؤسسه امام خمینی(ره).
  35. ملاصدرا. (۱۳۶۶). تفسیر القرآن الکریم. قم: بیدار.
  36. میشل، توماس. (۱۳۹۵). کلام مسیحی (حسین توفیقی، مترجم). قم: دانشگاه ادیان و مذاهب.
  37. نجاشی. (۱۴۰۴ق). رجال النجاشی. قم: مؤسسة النشر الإسلامی.