نوع مقاله : علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته کلام اسلامی، گروه فلسفه وکلام اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، قم، ایران

2 دانشیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه قم. قم، ایران

چکیده

رابطه علم و دین از مسائل بنیادین و مناقشه‌برانگیز در تاریخ تفکر فلسفی، الهیاتی و علمی در غرب و جهان اسلام بوده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا می‌توان الگویی معرفت‌شناختی و فلسفی ارائه کرد که ضمن حفظ استقلال نسبی علم و دین، از تعارض، تفکیک مطلق، تطبیق یک‌سویه یا التقاط میان آن‌ها پرهیز کرده و زمینه تعامل سازنده میان این دو را فراهم آورد؟ در پاسخ به این پرسش، مقاله حاضر چهار رویکرد اصلی در نسبت علم و دین - تعارض، تفکیک، تطبیق یک‌سویه و تلفیق - را تحلیل و نقد می‌کند و نشان می‌دهد که هر یک از این رویکردها با کاستی‌های معرفتی و روش‌شناختی جدی مواجه‌اند. سپس با تکیه بر ابرگرایش «تعامل‌گرایی فلسفی» و با بهره‌گیری از مبانی فلسفه اسلامی، به‌ویژه حکمت متعالیه، الگویی بدیل برای تبیین رابطه علم و دین ارائه می‌شود. دستاورد اصلی پژوهش آن است که فلسفه، به‌مثابه دانشی بنیادین و میانجی معرفتی، می‌تواند چارچوبی فراهم آورد که در آن علم و دین، نه در تقابل و نه در تفکیک کامل، بلکه در رابطه‌ای تعاملی، تکمیل‌گر و هم‌افزا قرار گیرند. بر اساس این رویکرد، علم و دین با حفظ تفاوت‌های روشی و قلمروی خود، قادر خواهند بود در فهم واقعیت، معنا و غایت هستی، یکدیگر را تقویت کنند. روش پژوهش کتابخانه‌ای و مبتنی بر تحلیل توصیفی–انتقادی است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله [English]

رابطه علم و دین در پرتو تعامل گرایی فلسفی

نویسندگان [English]

  • Abolfaz Mohammadi 1
  • Abas lzadpanah 2

1 -

2 -

چکیده [English]

رابطه علم و دین از مسائل بنیادین و مناقشه‌برانگیز در تاریخ تفکر فلسفی، الهیاتی و علمی در غرب و جهان اسلام بوده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که آیا می‌توان الگویی معرفت‌شناختی و فلسفی ارائه کرد که ضمن حفظ استقلال نسبی علم و دین، از تعارض، تفکیک مطلق، تطبیق یک‌سویه یا التقاط میان آن‌ها پرهیز کرده و زمینه تعامل سازنده میان این دو را فراهم آورد؟ در پاسخ به این پرسش، مقاله حاضر چهار رویکرد اصلی در نسبت علم و دین - تعارض، تفکیک، تطبیق یک‌سویه و تلفیق - را تحلیل و نقد می‌کند و نشان می‌دهد که هر یک از این رویکردها با کاستی‌های معرفتی و روش‌شناختی جدی مواجه‌اند. سپس با تکیه بر ابرگرایش «تعامل‌گرایی فلسفی» و با بهره‌گیری از مبانی فلسفه اسلامی، به‌ویژه حکمت متعالیه، الگویی بدیل برای تبیین رابطه علم و دین ارائه می‌شود. دستاورد اصلی پژوهش آن است که فلسفه، به‌مثابه دانشی بنیادین و میانجی معرفتی، می‌تواند چارچوبی فراهم آورد که در آن علم و دین، نه در تقابل و نه در تفکیک کامل، بلکه در رابطه‌ای تعاملی، تکمیل‌گر و هم‌افزا قرار گیرند. بر اساس این رویکرد، علم و دین با حفظ تفاوت‌های روشی و قلمروی خود، قادر خواهند بود در فهم واقعیت، معنا و غایت هستی، یکدیگر را تقویت کنند. روش پژوهش کتابخانه‌ای و مبتنی بر تحلیل توصیفی–انتقادی است.

کلیدواژه‌ها [English]

  • علم و دین
  • تعامل گرایی فلسفی
  • تعارض
  • تفکیک
  • تطبیق یک سویه