چکیده
آموزش فلسفه اسلامی در سنت حوزوی بر متونی استوار بوده که افزون بر انتقال مفاهیم، در شکلدهی به «ملکه فهم فلسفی» نقش داشتهاند. اخیراً با انتقال این آموزش به ساختار دانشگاهی، شرح منظومه ملاهادی سبزواری با معیارهای کتاب درسی مدرن ارزیابی شده است. مقاله مقدم (۱۴۰۲) با ارائه شواهدی، از این منظر، ایجاز، قالب منظوم و پیچیدگی زبانی آن را سبب ناکارآمدی آموزشی دانسته است. مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که آیا این داوریها ناشی از ضعف ذاتی متن است یا از تحمیل چارچوبی ناسازگار با منطق متون سنتی. این پژوهش با روش تحلیل مفهومی-کارکردی و رویکرد تطبیقی، نخست دو الگوی آموزشی «اطلاعاتمحور» (مدرن) و «تربیتمحور» (سنت حکمت اسلامی) را تفکیک میکند، سپس نقدهای مقدم را در این دو چارچوب بازمیخواند. یافتهها نشان میدهد ویژگیهایی چون ایجاز، نظم، عناصر عرفانی و ارجاعات میانرشتهای که در پارادایم مدرن «عوامل اخلال در یادگیری» تلقی میشوند، در منطق سنت حکمت و در پیوند با نظام استادمحور، شرحنویسی و مباحثه، کارکردی تربیتی دارند و زمینهساز ممارست مفهومی، انس با زبان فنی و آمادگی برای متون بنیادینتری مانند اسفار هستند. مقاله با تمایز «دشواریهای ذاتیِ برآمده از منطق سنت متنی» و «دشواریهای عارضی ناشی از تنظیم مطالب»، ضمن دفاع از کارکرد نوع نخست، امکان اصلاح نوع دوم را میپذیرد. نتیجه آنکه اختلاف ارزیابی درباره کارآمدی آموزشی شرح منظومه، ریشه در تفاوت پارادایمهای نظری آموزش دارد و تحلیل متون سنتی فلسفه اسلامی نیازمند چارچوبی است که همزمان منطق درونی سنت آموزشی و معیارهای معاصر را در نظر گیرد.
کلیدواژهها
موضوعات