چکیده
معرفتشناسان در برخورد با نقش عواطف در معرفت اخلاقی، رویکردهای متفاوتی اتخاذ نمودهاند؛ برخی از آنها، هرگونه تأثیرگذاری عواطف بر شکلگیری باورها را موجب نقصان معرفتی قلمداد می کنند. در نقطه مقابل، گروهی دیگر بر نقش مثبت عواطف در استنتاج قوانین اخلاقی تأکید دارند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، تحلیل فلسفی و برهانی در حوزه مباحث فرا اخلاق، پیرامون چگونگی دلالت عواطف بر قوانین اخلاقی و امکانسنجی استخراج قوانین اخلاقی از بطن آنها است. این تحقیق با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی وجمع آوری اسنادی، نشان می دهد که عواطف فطری برخلاف عواطف غریزی مشتمل بر سه ویژگی «درک آگاهانه از کمال» و «مشتمل بودن بر کمال طلبی» و «نفی خودخواهی و میل به دیگرخواهی» هستند. همچنین عواطف اخلاقی در سه ویژگی «تغییرناپذیری»، «نهادینه شدن در انسان برای رسیدن به کمال» و «نفی خودگرایی و میل به دیگرخواهی» با قوانین اخلاقی مشترک هستند. بنابراین دستاورد پژوهش حاکی از آن است که عواطف فطری از قابلیت و ظرفیت لازم جهت دلالت بر قوانین اخلاقی برای رسیدن به هدف غایی اخلاق یعنی قرب الهی برخوردار هستند.
کلیدواژهها
موضوعات