چکیده
تبیین کیفیت معاد یکی از چالشبرانگیز موضوعات در میان اندیشمندان مسلمان است. ملاصدرا با بنیانگذاری اصول فلسفی توانست معاد جسمانی را از طریق استدلالهای عقلی اثبات کند و پرده از زوایای پنهان و رمزآلود آن بردارد. آقاعلی مدرس زنوزی نیز با افزودن اصولی جدید، به دیدگاه ابتکاری در مورد معاد جسمانی دست یافته است که مورد توجه حکیمان بعدی همچون محمدحسین اصفهانی، رفیعی قزوینی و علامه طباطبائی قرار گرفته است. یکی از مسائل مهم در ذیل مباحث معاد جسمانی، مسئله چیستی و حقیقت «قبر» است. دستهای از آیات قرآن که مورد استشهاد اندیشمندان قرار گرفته، آیات مربوط به «خروج از قبر» است. بر اساس ظواهر این آیات، انسانها روزی از قبر خارج شده و وارد عالم آخرت میشوند. بر طبق خوانش ملاصدرا، مراد از قبر، «عالم برزخ» است و آنچه از قبور خارج میشوند، نفوساند، نه ابدان. در مقابل آقاعلی مدرس چنین خوانشی را از قبر برنمیتابد و آن را نه مطابق شرع میداند و نه مورد تصدیق عقل. ایشان قبر را همان حفرههای خاکی و مادی میداند و معتقد است بدن عنصری با حرکت جوهری از آن خارج شده و به سوی نفس و عالم برزخ سیر خود را ادامه میدهد. پژوهش حاضر با روش تحلیلی-توصیفی و با رویکرد تطبیقی-انتقادی، با استناد به مبانی فلسفی این دو حکیم، خوانش آنان را از این آیات بررسی و ارزیابی کرده است. در نهایت این نتیجه حاصل شده است که خوانش ملاصدرا، هماهنگی، انطباق و توافق بیشتری با ظواهر آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت (ع) دارد.
کلیدواژهها
موضوعات