چکیده
حمل مفهوم موجود بر واجبالوجود، در صورتی که بر روش انضمامی اتصاف در ممکنات تحلیل شود، مستلزم فرض امری زائد بر ذات و در تعارض با بساطت واجب خواهد بود. مسئله پژوهش آن است که چگونه میتوان صدق این حمل را بدون التزام به چنین ترکیبی تحلیل کرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تمرکز بر تقریر دوانی در حاشیه بر شرح تجرید نظریه مبدأ انتزاع را در پاسخ به این مسئله بررسی و در پرتو نقد ملاصدرا ارزیابی میکند. یافتهها نشان میدهد که دوانی میان مفهوم منتزع و مبدأ صحت انتزاع تفکیک میکند و صدق موجود را متوقف بر انضمام وجود به موضوع نمیداند. در ممکن، ذات بما هی هی مبدأ صحت انتزاع وجود نیست، بلکه همان ذات به سبب تأثیر فاعل به نحوی تحقق مییابد که انتزاع وجود از آن صحیح است؛ درحالیکه در واجب ذات بسیط بذاته مبدأ این انتزاع است. بر این اساس، تفاوت واجب و ممکن نه در معنای موجود و نه در اصل قاعده حمل، بلکه در چگونگی تحقق مبدأ صحت انتزاع است. همچنین کثرت مفاهیمی چون وجود و موجود یا علم و عالم به اختلاف اعتبارات عقل نسبت به یک حقیقت بسیط بازمیگردد و مستلزم کثرتی در ذات نیست. نقد ملاصدرا نشان میدهد اختلاف دو دیدگاه به تفاوت در تحلیل اتصاف و مبدأ موجودیت بازمیگردد؛ دوانی صدق حمل موجود بر واجب را با تکیه بر مبدأ انتزاع و بدون انضمام وجود به ذات تبیین میکند، درحالیکه ملاصدرا این تحلیل را از حیث تبیین حقیقت موجودیت ممکن مورد نقد قرار میدهد.
کلیدواژهها
موضوعات