چکیده
ملاصدرا به عنوان یک فیلسوف نظامساز، در حوزه الهیات دارای نوآوریهای ویژهای است که شایسته است در پژوهشهای حوزه الهیات به آنها پرداخته شود؛ یکی از این نوآوریها راه حل تازه ملاصدرا برای حل مسئله تشابه میان اسماء و صفات حضرت حق و عبد است که ملاصدرا تصحیح میکند که میتوان الفاظ را بر معنای ظاهری آنها حمل کرد بدون اینکه گرفتار تشبیه و تجسیم شویم. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با مراجعه به آثار و عبارات ملاصدرا، این رای خاص وی تحلیل مفهومی شده است و بنیانهای آن نیز آشکار و هویدا شده است که ملاصدرا چگونه با ارائه قدر مشترک مفهومی و قدر مشترک مصداقی نظر خود را بر کرسی اثبات نشانده است. یافته خاص این پژوهش این است که تبیین میگردد که آنچه قدر مشترک مصداقی او را تامین میکند نظریه وحدت شخصی وجود است و لذا می توان گفتن بنیان نظریه ملاصدرا در این خصوص، وحدت شخصی وجود است. همچنین از رهگذر این تحقیق مشخص می شود که چهار نکته آخر از 12 نکتهای که ملاصدرا در اشراق دوازدهم شاهدسوم از مشهد اول شواهد الربوبیه بیان کرده است، چون بر اصول خاص فلسفه ملاصدرا تکیه دارند، از نوادر عرشی هستند و نه مشرقی؛ نکته ای که از دید شارحان بزرگی چون سبزواری نیز مغفول مانده است یا حداقل بیان نشده است.
موضوعات