سیدمرتضی حسینی شاهرودی؛ عباس جوارشکیان؛ حمید اسفندیاری (نویسنده مسئول)
چکیده
در منظومه فکری صدرالمتألهین و به اتکاء مبانیای همچون اصالت وجود و تشکیک وجود و از همه مهمتر بساطت وجود و نیز قاعده «بَسِیطُ الْحَقِیقَةِ کُلُّ الْأَشْیَاءِ وَلَیْسَ بِشَیْءٍ مِنْهَا»، تنها ...
بیشتر
در منظومه فکری صدرالمتألهین و به اتکاء مبانیای همچون اصالت وجود و تشکیک وجود و از همه مهمتر بساطت وجود و نیز قاعده «بَسِیطُ الْحَقِیقَةِ کُلُّ الْأَشْیَاءِ وَلَیْسَ بِشَیْءٍ مِنْهَا»، تنها یک «ظهور واحد» در عالم هستی محقق است و ماسوی اللّٰه از خود ظهوری نداشته و همگی تجلیات، شئونات و اطوار وجود بسیط محسوب میشوند. لذا اساس هستی که بر وحدتِ اطلاقی استوار است، جز آن حقیقتِ واحد مطلق، همه تعین، تجلی و ظهور آن حقیقت محسوب میشوند؛ یعنی تنها بُود اوست و ماسوا نمود او، و همه اشیاء جلوهگاه ظهور آن ذات یگانه و مطلق با شأنی خاص هستند. این نگرش در بسیاری از فرازهای ادعیه حضرات معصومینM (که تخاطب مستقیم، ویژه و بیپردۀ ایشان با پروردگار میباشد) وجود دارد. عباراتی همچون «إلهی أنتَ الظَّاهِرُ فَلَیس فَوقَکَ شَیْء»، «یَا بَاطِنًا فِی ظُهُورِهِ»، «فَرَأیتُکَ ظَاهِرًا فی کُلِّ شَیءٍ»، «أیَکونُ لِغَیرِکَ مِنَ الظُّهورِ»، «الْحَمْدُ للّٰه الْمُتجلّی لِخَلْقِهِ بِخَلْقِهِ» و... به همراه مؤیداتی از روایات و آیات قرآن، گویای این مهم بوده که منجر به استحکامبخشی این نگاه صدرایی میباشد و راهگشای طریق معرفت برای طالبان معرفتِ رب تعالی خواهد بود. برای این پژوهش و استنادنگاری موضوع به ادعیه، سابقهای مشاهده نشده است و روش آن بر اساس کتابخانهای است.