چکیده
وجود ذهنی یکی از ارکان بنیادین معرفتشناسی در فلسفه اسلامی به شمار میآید. صدرالمتألهین شیرازی از مدافعان این نظریه محسوب میشود که دلایل متعددی نیز برای اثبات آن ارائه کرده است. این نظریه که بهطور غالب موردتأیید فیلسوفان اسلامی بوده است، در دوران معاصر از سوی مکتب تفکیک و پیروان آن با چالشهای جدی مواجه شده است. در این میان، میرزاجواد تهرانی با ارائه دلایلی صریح، این نظریه را مردود دانسته و میرزامهدی اصفهانی، بنیانگذار مکتب تفکیک، هرچند نه بهطور مستقیم، بلکه در ضمن آرای خود، بهگونهای سخن گفته است که نتیجه آن حذف وجود ذهنی از دستگاه معرفتشناختی انسان است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل این چالشها، نخست به تقریر منسجم دیدگاهها و ادلهٔ هر دو طرف پرداخته و سپس باتکیهبر روش عقلانی و تحلیلهای فلسفی، از نظریه وجود ذهنی دفاع میکند. یافتههای این مقاله نشان میدهد که اشکالات مکتب تفکیک اساساً بر نظریه وجود ذهنی وارد نیست و بدیلهای پیشنهادی آنان نهتنها قادر به تبیین سازوکار معرفت نیستند، بلکه به تناقضات درونی و بیمعنا شدن گزارههایی منجر میشوند که بر اثبات صفات برای معدومات دلالت دارند.
کلیدواژهها
موضوعات