چکیده
مقاله حاضر با روش تحلیل هرمنوتیکی تطبیقی و در چارچوب نظریه انتقادی اجتماعی، به بررسی نسبت میان عقلانیت برهانی ابنرشد و عقل قدسی در اندیشه غلامحسین ابراهیمی دینانی میپردازد. مسئله اصلی پژوهش، واکاوی چگونگی بازخوانی میراث عقلگرایانه ابنرشد توسط دینانی در افق تفکر معاصر و تحول معنای عقلانیت در سنت اسلامی است. ابنرشد در تداوم سنت مشائی و با تکیه بر منطق ارسطویی، از استقلال عقل فلسفی دفاع کرده و نظریه «تأویل برهانی» را بهمنزله راهکاری برای تبیین سازگاری عقل و وحی مطرح میسازد. در مقابل، دینانی با اتکا به سنت اشراقی-صدرایی، عقل را از ابزاری استدلالی به حقیقتی وجودی، نوری و همسنخ با وحی (عقل قدسی) ارتقا میدهد. از منظر نظریه انتقادی اجتماعی، این مواجهه فراتر از یک بحث انتزاعی، بازتابی از کشمکش میان سنت و مدرنیته و نسبت عقلانیت با زیستجهان تمدن اسلامی است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که دینانی در بازخوانی ابنرشد، عقلانیت برهانی را نفی نمیکند، بلکه آن را در ساختاری وجودشناختی بازتعریف مینماید. تفاوت بنیادین این دو متفکر در تعریف ماهیت عقل است؛ عقل نزد ابنرشد عمدتاً کارکردی برهانی و معرفتشناختی دارد، در حالی که در اندیشه دینانی، عقل وجهی وجودی و شهودی مییابد. مقاله نتیجه میگیرد که این گذار از تأویل برهانی به عقل قدسی، تلاشی انتقادی برای بازیابی هویت معرفتی و احیای عقلانیت دینی و معنوی در مواجهه با سلطه عقلانیت ابزاری، تکنولوژیک و مادی جهان معاصر است.
کلیدواژهها
موضوعات