نوع مقاله : پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه فردوسی مشهد
2 استاد/دانشگاه تهران
3 استادیار دانشگاه علوم اسلامی رضوی
چکیده
یکی از بنیادیترین مباحثی که از دیرباز در دانشهای کلام و اخلاق کانون نزاع دانشمندان آن علوم و بنمایۀ سرفصلهایی چون حسن تکلیف، قبح ظلم و گناه، عدل الهی، قبح عقاب بلابیان، قبح تکلیف مالایطاق و قاعدۀ تلازم میان حکم عقل و شرع و... بوده، مسئلۀ حسن و قبح و گزارههای مشتمل بر آنها مانند «عدل حسن است و ظلم قبیح است»، میباشد.
در دورۀ معاصر، محقق اصفهانی به مناسبت مباحثی چون وضع، تجرّی و... در دانش اصول فقه مدعی اعتباری بودن حسن و قبح و گزارههای اخلاقی شد و علامه طباطبایی با الهام از او در فلسفه و فلسفۀ اخلاق با ارائۀ منسجم نظریۀ اعتباریات، به بسط و تبیین آن پرداخت.
اساساً دربارۀ حسن و قبح و گزارههای اخلاقی به سه گونه میتوان بحث کرد: 1. مفهومشناسی، 2. هستیشناسی، 3. معرفتشناسی. در هر سه حوزه پرسشهایی وجود دارد که این مقاله عهدهدار بیان هستیشناسی آنها از دیدگاه این دو اندیشمند و اختلاف رویکرد آنان در اثبات اعتباریت آنهاست.
محقق اصفهانی با استناد به سخن ابن سینا و دیگر حکیمان، آن گزارهها را در زمرۀ مشهورات گنجانده که واقع و نفسالامری جز توافق آرای عقلا ندارند و عبارات او با دو رویکرد واقعگرایانه و ناواقعگرایانه همخوانی دارد. اما علامه طباطبایی با رویکرد واقعگرایانه رأی به اعتباریت آنها داده است.
کلیدواژهها