صورت‌بندی‌های مسئلۀ شر در آثار فیلسوفان مسلمان با تکیه بر آرای فارابی، ابن‌سینا، سهروردی و ملاصدرا

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشجوی دکتری فلسفه تطبیقی

چکیده

تنوع شیوه‌های مواجهه با مسئلة شر که گاهی در پرتو مفهوم عنایت الهی و گاهی نیز به طور خاص مبتنی بر خیریت محض خداوند، عدالت و رحمت الهی صورت‌بندی می‌شود، از ویژگی‌های خاص ملاصدرا در این باب به شمار می‌رود که در فیلسوفان پیش از او کمتر می‌توان یافت.
مسئلة شر در آثار فیلسوفان مسلمان به ویژه پس از سهروردی عمدتاً در راستای دفع شبهات ناظر به توحید ذات باری و به طور خاص مقابله با شبهة ثنویه مطرح شده است. این وضعیت باعث شده است تا طرح این مسئله، عمدتاً مبتنی بر خیریت محض مبدأ اولی صورت‌بندی شود، اگرچه قدرت و علم مطلق الهی نیز در این موارد مفروض انگاشته شده است. طرح مسئلة شر در آثار فیلسوفانِ مورد نظر در مقایسه با نظریه‌های امروزین مسئلة شر، هیچ‌گاه واجد صورت‌بندی منطقی دقیق، شفاف و مجزا نبوده است. این وضعیت به نوبة خود ناشی از پیش‌فرض‌های فلسفی ـ الهیاتی فیلسوفان مسلمان در باب نظام احسن و دغدغه‌های عقیدتی ـ فرهنگی آنان به ویژه در مواجهه با شبهة ثنویه بوده است. اما با وجود این نقصان در صورت‌بندی‌های مسئلة شر نزد فیلسوفان مسلمان، امروزه می‌توان با بهره‌گیری از صورت‌بندی‌های دقیق‌تر این مسئله در مباحث جاری‌ِ حوزة فلسفة دین، علاوه بر کمک به روزآمدی مباحث فلسفة اسلامی، از پاسخ‌های فیلسوفان مسلمان در جهت ارائة یک نظریة عدل الهی‌ِ منسجم بهره جست.

کلیدواژه‌ها